::... Khoonehmadarbozorg ...::




 


06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004


 

سکس برای ایران

سکس و فرستادن عکس سکسی و خاطرات

بچه های جنده

جوک سرا

بچه های بد

کیر تو کیر

جاذبه سکسی

قمار باز

69ایران

اورانوس

خاکشیر


Thursday, July 29, 2004;

سکس داغ

... من و کوروش خیلی صمیمی شده بودیم و تقریبا می شد گفت که هفته ای یک بار را باهم سکس داشتیم. خوب یه دانشجوی دختر ، تنها تو یه شهر غریب ، دور از پدر و مادر با یه خونه خالی حتی اگر هم خیلی سکسی هم نباشه باز تو اون تنهایی با اون دوستای اهل حال ، آب کوست راه میفته و هوس کیر میکنی ، حالا اگه آماده هم باشه انصافا هفته ای یک بار سکس با کوروش داشتن باز خیلی خودمو کنترل می کردم! اما خوب اگه با کوروش هفته ای یک بار را سکس داشتم اما باز با ستاره و ریحانه هر وقت باهم بودیم سکس داشتیم. من تو چند ماهی که با کوروش رابطه داشتم هیچوقت به ستاره و ریحانه نمی گفتم که من و کوروش خیلی باهم قاطی شدیم هرچند اونا از اون پیک پیتزا فروشی خیلی صحبت می کردن و دلشون می خواست یه بار دیگه با کوروش سکس داشته باشن اما بگم بازم ریحانه خیلی تمایل نشون نمی داد و با همون سکس سه نفره خودمون حسابی حال می کرد.




یه شب که سه تایی باهم بودیم و امتحانات ترم تموم شده بود هیچکدوم شهرستان نرفتیم تا چند روزی رو باهم صفا کنیم ، بهشون ماجرای خودمو کوروش را تعریف کردم ، اونها هم حسابی حشری شده بودن و نه تنها کوسشون خیس خیس شده بود آب دهانشون هم را افتاده بود! که ستاره گفت: مریم! اون کیر حرومت باشه ، کاش تو حلقت گیر میکرد و خفه ات میکرد! تنه تنها خوردیش! بعدش ازم قول گرفتن تا یه شب باحال با کیر کوروش را براشون فراهم کنم و منم گفتم اول باید به کوروش بگم و نظرش را بپرسم هرچند از قبل نظرش را می دونستم و می دونستم خوشحال میشه چون کوروش پسر سکسی بود(Hypersexual ) و اصلا احتیاج نبود بهش بگم. کوروش اونقدر سکسی بود که می دونستم روزی نیست خودارضایی نکنه (Male Masturbation) و اگه نمیتونه کیر گندش رو تو کوسم بذاره تو عالم خیالش هر روز من رو جر میده! هرچند خودم هم تو عالم خیال کیر کوروش را تا ته کوسم حس می کردم و خوب تو تنهایی خودم کلی چوچولم را می مالیدم و خودارضایی می کردم (Female Masturbation).
اون ها هم گفتند که به کوروش تلفن بزنم تا بیاد و من هم از خدا خواسته بلند شدم و رفتم به کوروش زنگ زدم. وقتی به کوروش گفتم معلوم بود از شوق و هوس سکس با سه تا دختر نفسش از همون پشت تلفن بند اومده اما خوب ما هم غیر از کوروش کس دیگه ای را نداشتیم! اما کوروش گفت که دو روز دیگه امتحان داره و برنامه اون سکس داغ داغ را بذاریم برای سه روز دیگه و من هم با اینکه آب کوسم از تو پاچه ام سرازیر شده بود ناچارا قبول کردم.
وقتی به ستاره و ریحانه گفتم ، ستاره خیلی ذوق زده شده بود و یه آخ جون بلندی گفت که با اون آخ جون گفتنش آدم حشری تر میشد اما خیلی تو ذوق ریحانه خورد چون بنا بود فردا عصر پدر و مادرش بیان دنبالش تا باهم برن شمال کنار دریا و تعطیلات تابستان را سپری کنن و هیچ جوری نمی تونست برنامه سفر را بهم بزنه اما من بهش قول دادم وقتی از مسافرت برگشت یه وقت خوب بذارم تا اساسی با کوروش حال کنه. یادمه اون شب خیلی من و ستاره اذیتش کردیم و گفتیم مگه تو نگفتی همین سکس سه نفره کلی بهت حال میده حالا در حسرت کیر بمون! تو که می گفتی کیر با بادمجون فرق نداره تازه بادمجون کلفت تره! و کلی سر به سرش گذاشتیم و من هم با وصف کیر کوروش حشری ترش می کردم.
اون شب سه تایی حسابی باهم سکس کردیم و من و ستاره به عشق سه روز دیگه از همون لحظه شمارش معکوس رو آغاز کردیم! ستاره اونقدر حشری شده بود و نمی تونست تحمل کنه که خوابید و پاهاش رو هوا کرد و گفت یکی کوس من رو بخوره که دارم دیوونه میشم ، ریحانه هم مثل تشنه ای که تازه به آب رسیده باشه پرید رو کوس ستاره و همه کسش رو کرد تو دهانش و با ولع شروع به خوردن کرد ، من هم یه گوشه برا خودم نشستم و با یه دست پستونم رو تو دست گرفتم و می مالیدم و با دست دیگم کوسم رو می مالیدم. ریحانه هم که مشغول خوردن کوس ستاره بود معلوم بود حسابی کوسش به خارش افتاده بود ، بلند شد و رو ستاره به نحوی خوابید که کوسش تو دهان ستاره قرار بگیره و کوس ستاره هم تو دهان خودش و دوتایی شروع به مالیدن و لیسیدن کوس همدیگه کردن. جیغ هر دوتاشون بلند شده بود و هر دو نفس نفس می زدن. صداهای اون دو من را هم حشری تر می کرد.




براتون بگم وقتی دو نفر باهم سکس دارند باید هر دو با صداهاشون و حرکاتشون لذت بردنشان را به شریک جنسیشون نشون بدند. همین صداها به شریک جنسیتون نشون میده که به خوبی از او لذت می برید و همین او را تهییج می کنه که با میل بیشتری به سکس ادامه بده. وقتی دختری خودش را روی تخت رها میکنه و پاهاش را از هم فاصله میده و همینطور شریک جنسی اش کیرش را تو کوسش گذاشته و داره تلمبه میزنه ، اگر اون دختر مثل یک مرده هیچ احساسی از خود نشون نده و نفس ها و جیغ های حشری نکشه اون حس آتشین از اون شریک جنسی کم میشه و نمیتون با شما یه سکس داغ داشته باشه و در ضمن دخترها یادشون باشه که دیرتر به ارگاسم میرسند و همانطور که مرد باید تلاش کنه زودتر از زن به ارگاسم نرسه ، زن هم باید در این امر به مرد کمک کنه و همین حالات مرد را هم حشری تر میکنه تا سکس طولانی تر و داغ تری را به شما هدیه دهد. به خودتان عادت دهید وقتی دارید لذت می برید ، لذتتان را به شریک جنسی خود نشان دهید و صد البته مرد هم باید این لذت را به شما نشان دهد. این نکات از دریچه روانشناختی و رفتارشناسی سکس بسیار با اهمیت است وگرنه شریکتان به تدریج لذت سکس با شما را از دست می دهد و تمایلش به شما کم میشود و این را بدانید که سکس داغ احساس عاشق بودن را نیز چند برابر می کند. حرفهای عاشقانه وحتی در بعضی افراد نسبن به علاقه شخصی فحش های سکسی در بین سکس با نفس ها و جیغ های حشری سکس طولانی تر و زیباتری را برای شما ایجاد خواهد کرد. شما می توانید با دیدن یه فیلم سکسی اول بدون صدا و بعد با صدا این حس را در خود آزمایش کنید. دقت کنید که اول باید فیلم را بدون صدا بببنید چون اگر اول باصدا ببینید دفعه دوم درست است فیلم بدون صدا است اما شما صدای فیلم را در ذهنتان تداعی خواهید کرد و نتیجه آزمون برایتان خیلی روشن نخواهد بود.
داشتم م گفتم همانطور که ستاره و ریحانه با ولع هر چه تمام تر کوس همدیگه را می خوردن با همون جیغ های هوس انگیز و حشری خود من را هم حشری تر می کردندجوری که چندین بار به ارگاسم رسیدم.
وقتی ستاره و ریحانه حسابی باهم سکس کردند به طرف من اومدن و ستاره شروع به خوردن کوسم کرد و ریحانه هم یکی از پستونام رو تو دستش گرفت و پستون دیگم را هم تو دهانش جا داد و شروع به خوردن کردن. ریحانه با زبونش نوک پستونم(Nipple) را اونقدر آروم می لیسید که حس خوبی تو کوسم داشتم و ستاره هم زبونش را اول رو لب بزرگ (Labia Major) کوسم کشید و آروم آروم زبونش را رو لب کوچک (Labia Minor) کوسم گذاشت و کم کم اون زبون گندش رو تو کوسم کرد جوریکه من رو به آسمونها برد.
ریحانه همونطور که پستونام رو می مالید آروم زبونش را وسط دوتا پستونام کشید و آروم پایین اومد تا رسید به رانهایم. ریحانه داخل رانهایم را می لیسد و ستاره هم چوچولم رو با زبونش نوازش می داد. صدای نفس های خودم ، خودم را حشری تر می کرد ، اون شب من چندین بار به ارگاسم رسیدم و اونقدر لذت بردم تا جایی که آب کوسم اونقدر سرازیر شده بود که تا روی زانوهام هم حس می کردم. من هنوز یادم به اون لحظات و خاطرات شیرین که میفته آب کوسم سرازیر میشه و نوک پستونام سفت!



 

 

Saturday, July 24, 2004;

مشکل کوروش

من و کوروش خیلی با هم صمیمی شده بودیم و مواقع بی کاری دیگه اول به ستاره و ریحانه زنگ نمی زدم که بیان تا با هم باشیم ، اول به کوروش زنگ می زدم و اگر کوروش وقت آزاد نداشت با ستاره و ریحانه تماس می گرفتم. ستاره و ریحانه هم از روابط من و کوروش فهمیده بودند و من هم براشون از اون کیر کلفت کوروش اونقدر تعریف می کردم که غیر از آب کسشون آب دهنشون هم راه می افتاد. اما یه حس که کوروش رو مال خودم می دونستم دلم نمی خواست که ستاره و ریحانه با کوروش سکس داشته باشند.
کوروش شخصیتی داشت که من رو بیشتر مجذوب خودش می کرد و این بود که هر وقت به خونه ام می اومد و با هم تنها بودیم به قصد سکس نبود و خیلی وقتها میشد فقط با هم شامی می خوردیم و فیلمی می دیدیم و حتی یه لب گرفتن ساده هم بینمون رد و بدل نمیشد. کوروش می اومد و خیلی سنگین و باوقار کنارم می نشست ، با هم حرف می زدیم ، شام می خوردیم ، شطرنج بازی می کردیم و در مورد فعالیتهای روزانه باهم حرف می زدیم و نه من در حسرت کیرش می نشستم و نه اون در حسرت کس من و همین شخصیت کوروش که دوستی اش با من فقط دوستی سکسی نبود کوروش رو با من صمیمی تر می کرد.




یک روز که به قصد سکس به کوروش زنگ زده بودم و اومد خونه بعد از اینکه کلی لب و لوچه هم رو خوردیم کوروش شروع به خوردن پستونهای من کرد درحالیکه با یه دستش چوچولم رو ماهرانه نوازش می داد و با نوک انگشت داخل کسم رو می مالید بدون اینکه انگشتش رو خیلی فرو کنه و به من آسیب برسونه. اینقدر این حرکت رو ادامه داد تا من به ارگاسم رسیدم و بعد گفت که مریم جون حالا می خوام تو کونت کنم. چیزی که برای من جالب بود ، کوروش هنوز کیرش درست تو کونم نرفته بود که آبش در اومد. این موضوع همیشه بود و من در موردش با کوروش حرفی نمی زدم ، چون خجالت می کشیدم. من دوست داشتم که تلمبه زدن کوروش تو کونم طولانی تر بشه که هنوز کیرش تو کونم عقب و جلو نرفته بود آبش در می اومد! اون شب که از کوروش خواستم دوباره کیر خوشگلش رو تو کونم بکنه ، گفت باید صبر کنم تا کیرش دوباره سفت و محکم بشه اما کیری که آبش اومده بود مگه به این راحتی ها سفت می شد؟! که کوروش ادامه داد و گفت من نمی دونم چیکار کنم که هنوز تلمبه نزده آبم در میاد! اما تو فیلم ها مرد نیم ساعت تلمبه می زنه بعدش تازه دختر باید براش ساک بزنه تا آبش در بیاد! کوروش می گفت من نمی خوام اون طوری بشم اما لااقل می خوام یه سکس طولانی تر داشته باشم. کوروش راست می گفت ، اگه بنا بود که کیرش رو تو کسم بکنه این مشکل کوروش مشکل ساز بود چون هنوز من به ارگاسم نرسیده بودم کوروش به انزال رسیده بود و این مساله می تونست تو روابط سکسی من و کوروش مشکل ساز باشه.
این مشکل خیلی از شرکای جنسی است که به دلیل اینکه خجالت می کشند مشکل خودشان را به دکتر مطرح کنند بعد از چند سکس با سرد مزاجی شریک جنسی دختر مواجه می شوند چون او هیچ موقع از این کس دادن ها لذت نمی برد.
انزال زودرس یا Premature Ejaculation به زودرس اتفاق افتادن انزال قبل از دخول و یا بلافاصله پس از دخول اطلاق می شود ، به گونه ای که فرد مونث هیچ نوه احساس لذتی نداشته باشد. این حالت در میان مردان جوان در خلال اولین دفعات مقاربت شایع بوده و معمولا با افزایش تجربه جنسی بهبود می یابد. هنگامی که مرد احساس می کند به حداکثر تحریک می رسد ، شریک وی می تواند با قطع عمل جنسی به او کمک کند(تکنیک STOP-START). این کار موجب می شود تا مدت زمان دوره تحریک مرد افزایش یابد ، بدون اینکه انزال روی دهد. باید توجه داشت که در این تکنیک چون شریک جنسی مونث باید عمل جنسی را قطع کند و این توانایی در اختیار مرد نیست ، در نزدیکی بین این شرکای جنسی باید حالت نزدیکی به گونه ای باشد که فرد مونث بر نزدیکی تسلط داشته باشد تا بتواند قبل از خروج منی از مرد بلافاصله خود را از مرد جدا کند و کیر مرد را از کس خود بیرون بکشد. در حالاتی از نزدیکی که زن توانایی این کار را ندارد مثل حالتی که مرد کاملا روی زن خوابیده است ، چون مرد بی اختیار به انزال می رسد این تکنیک موفقیت آمیز نخواهد بود. این کار تمرین می خواهد و حتما به نتیجه می رسد.
قابل توجه است که استفاده از کاندوم هم انزال را به تاخیر می اندازد.
از طریق دارو هم می توان به این افراد کمک کرد ولی تاکید می کنم بهترین درمان همان تکنیک STOP-START است. بعضی از داروها عوارض انزال تاخیری دارند و ما می توانیم از این عارضه دارو بهره مناسب ببیریم و به مردی که دچار انزال زودرس است کمک کنیم. مثل قرص که Clomipramineمی توان 12 ساعت قبل از نزدیکی یک قرص 50 میلی گرمی آن را خورد و در عین حال از تکنیک STOP-START هم استفاده کرد.
من هم اگر می خواستم از کیر کوروش بیشتر لذت می بردم باید به کوروش کمک می کردم پس بعد از اینکه کیرش رو براش ساک زدم تا سفت و محکم بشه رو زانوهام خم شدم تا کوروش از پشت من رو بکنه ، کوروش هم بعد از اینکه یه کم ژل لیدوکایین رو کیرش مالید و یه کم هم دم کون من مالید و کونم رو ماساژ داد بعد یه کاندوم رو کیرش کشید و کیر گندش رو هل داد تو کونم. منم تا یه کم کیرش می رفت تو خودم رو به جلو می کشیدم تا کیرش از تو کونم در بیاد و این کار رو بارها و بارها انجام می دادم تا آبش در نیاد البته خود ژل لیدوکایین هم کیر کوروش رو بی حس می کرد و به دیرتر ارضا شدنش کمک می کرد البته می دونستم همین یک بار مشکل کوروش حل نمی شه من و اون می بایست مدتها این طوری با هم سکس داشته باشیم تا هم کوروش درمان بشه و من هم از تلمبه زدن بیشتری لذت ببرم.



 

 

Tuesday, July 20, 2004;

کير کوروش-۳

...آره حالا که یه چیزایی هم یاد گرفته بودم دیگه از کیر کوروش نمی تونستم بگذرم و به کوروش زنگ زدم و از اون خواستم که شب بیاد خونه مون و بهش گفتم که تنهام.




اون هم که معلوم بود منتظر تماس منه و انگار اون هم از کردن من خیلی ارضا نشده بود و هنوز در حسرت کس من بود با کمال میل قبول کرد و گفت ساعت 10 شب میاد خونه مون.خوب من هم شادان و حشری تر از گذشته بلند شدم و رفتم حمام و دو ساعتی تو حموم بودم.




دستام که مو نداشت اما ساق پاهام که مو داشت موبر زدم و تمیز تمیزشون کردم جوری که جون میداد از کف پام تا رو کسم رو یکی برام بلیسه! زیر بغلم رو هم تمیز کردم و بالی کسم رو هم به صورت یه مثلث کوچولو مو گذاشتم و بقیه رو تراشیدم. حسابی تنم تمیز شده بود. یه نیم ساعتی هم چوچولم رو مالیدم و تو این خیال بودم که کوروش داره تمام آب کسم رو سر میکشه و اونقدر خودم رو مالیدم که به ارگاسم رسیدم. حس اینکه آب گرم رو تنت بریزه و در همان حال چوچولت رو هم بمالی خیلی حال میده. بعد که از حمام بیرون اومدم تمام بدنم را Body Cream مرطوب کننده مالیدم تا بدنم خشبو و جذاب تر بشه و لای پاهام و روی لب های کسم و زیر بغلم رو هم مام کشیدم تا بوی خوب بگیره و بعد بدون اینکه شورت و سوتینم رو بپوشم یه تاپ قرمز تنم کردم و یه دامن کوتاه که به بالای زانوهایم می رسید پوشیدم. با اون ساق پام و دستای لختم ، میدونستم کیر هر پسری رو بلند می کنم! و برای اینکه اون کیر رو کلفت تر و محکم تر بشه تاپی رو انتخاب کردم که یه کم کوتاه باشه و نافم هم بیرون بزنه ، آخه از اینکه کسی که با من سکس داره زبونش رو تو نافم بچرخونه خیلی لذت مبرم. ستاره و ریحانه هم همینطور بودند ، اونها هم حسابی وسط نافم رو می لیسیدند و احساس خوبی تو اون لیسیدن وسط کسم داشتم. موهام رو هم سشوار کردم و با کش پشت سرم بستم. خلاصه همه چیز رو مرتب کردم. حدود ساعت یک ربع به ده بود که زنگ در زده شد . آیفن را که جواب دادم ، پرسیدم کیه؟ خودش بود. کوروش یک ربع زودتر از قرار اومده بود. صداش دل آدم رو می برد ، خیلی آرام و مهربون گفت: مریم جون در رو باز کن.
اون مریم جون گفتنش تمام تنم رو مور مور کرد ، یه جورایی احساس کردم که دوستش دارم. کوروش اومد بالا ، درب آپارتمان رو باز که کردمیک شاخه گل رز که هنوز نیمه غنچه بود دستش بود و دو جعبه پیتزا. گفتم: سلام ، گل رو تعارف کرد ، گفتم: چرا زحمت کشیدید؟ اونم جلو اومد و لبم رو بوسید و گفت: قابل شما رو نداره. راستش اون حرکتش اونقدر آروم و لطیف بود که اصلا احساس غریبی باهش نمی کردم و تعارفش کردم اومد تو.
جعبه های پیتزا رو هم از دستش گرفتم ، دو دست پیتزا مرتب شده که هنوز پخته نشده بود و آماده بود که تو فر گذاشته بشه اورده بود ، گفت که نپخته اوردم که سرد نشه تا هر وقت خواستیم بخوریم همون موقع بپزیم. من هم تشکر کردم و رفتم تو آشپزخونه گذاشتم و تعارفش کردم که بره تو اتاق. کوروش هم رفت تو اتاق ، من هم تو آشپزخونه دو تا لیوان آب پرتقال که آماده کرده بودم از تو یخچال برداشتم و بردم تو اتاق ، تعارفش کردم و نشستم. گفتم: می بخشید وضع اتاقم اینطوریه ، آخه میدونین اتاق دانشجوییه! انگار شلخته تر از دانشجو نیست!
کوروش روی صندلی ، پشت میزم نشسته بود و من هم رفتم لبه تختم نشستم. اون صحبت رو شروع کرد و گفت: حالا که تصمیم گرفتیم دوستیمون رو با هم ادامه بدیم بهتره همدیگه رو بهتر بشناسیم و ادامه داد و گفت: اسم من کوروش است ، 25 سالمه و دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک هستم ، 3 روز در هفته دانشگاه میرم و بقیه روزها کارهای پژوهشی دانشگاه رو انجام می دهم. شبها هم برای اینکه مخارجم رو بگذرونم تو این پیتزا فروشی کار می کنم. پدر و مادرم هم تو شهرستانند. خودم هم تو خوابگاه دانشگاه هستم و ادامه داد: خوب حالا شما از خودتان بگین.
من هم ادامه دادم: اسم من مریم است ، 18 سالمه ، دانشجوی پزشکی هستم. من هم پدر . مادرم شهرستانند و این آپارتمان رو هم برام تهیه کردند تا تو خوابگاه نباشم و ادامه دادم آخه زندگی تو خوابگاه سخته. شما هم هر وقت یه جایی آروم برای درس خوندن خواستید اینجا رو منزل خودتون بدونید. که خنده ای کرد و گفت: اینجا که دیگه نمیشه درس خوند ، اینجا آدم تمرین زندگی میکنه! و هر دو خندیدیم و آب پرتغالمون رو خوردیم. کوروش وقتی آب پرتغالش رو خورد از پشت میز تحریرم بلند شد و اومد لبه تخت پهلوم نشست و پرسید شما ران مرغ را دوست دارید یا سینه اش را؟! راستش سوالش به نظرم خیلی بی ربط اومد و گفتم: چطور مگه؟! گفت: آخه من دوست دارم وسط رون بشینم و سینه بخورم! و چشمکی زد و خودش رو انداخت روم و شروع به بوسیدن صورتم کرد. من که از سوالش خنده ام گرفته بود گفتم: خوب بفرمایید بخورید!!
کوروش آروم دستش رو گذاشت رو رانم و داشت دستش رو به سمت کسم می برد که پرسید شورتم چه رنگیه؟ همینطور که دستش رو بالا می برد فهمید که شورت پام نکردم. گفت: اووه ... اینکه رنگ خود کسه! چه رنگ خوبی و دست راستش رو گذاشت رو کسم و شروع به مالیدن چوچولم و دست چپش رو روی سرم گذاشت و چنگ تو موهام انداخت و موهام رو نوازش می داد و لبش رو بر لبم گذلشته بود و لبم رو می مکید. زبون گنده قرمزش رو هل داد تو دهنم و با زبونم بازی می کرد. آب کسم حسابی راه افتاده بود ، اینقدر این کار رو ادامه داد که دیگه داشتم ارضا می شدم. صدای آهم در اومده بود ، هنوز به اوج لذت نرسیده بودم که دستش رو از روکسم برداشت و بلند شد و دامنم رو پایین کشید و پایین تخت نشست ، من هم که لبه تخت خوابیده بودم و پاهام از هم باز بود ، یه راست رفت سر کسم و زبونش رو گذاشت رو چوچولم و شروع به بازی کردن با چوچولم شد. زبونش رو از وسط پاهام ، از پایین به بالا می کشید. احساس خوبی داشتم و ضربان قلبم بالا رفته بود. پاهام رو بالاتر گرفت و زبونش را رو سوراخ کونم گذاشت و از اونجا زبونش رو بالا می کشید و گاها کشاله رانهایم رو می بوسید و می لیسید. همانطور که زبونش رو رو کسم می تابوند دو تا دستش رو تو تاپم کرد و با دو دستس شروع به مالیدن پستونام کرد و گفت: کرستت هم که رنگ پستئنه! خندیدم و گفتم نپوشیدم که کار تو رو راحت تر کنم! فقط به خاطر تو...! و بلند خنده سر دادم. اون هم صداشت رو به حالت عشوه دراورد و گفت: من قربون اون پستون و کرست برم و به خوردن کسم ادامه داد. هم.نطور که کسم رو می خورد پاهام رو بالاتر برد و با یه انگشت تو کونم فرو کرد و انگشتش رو عقب و جلو می برد. آه من هم در اومده بود و همش بی اراده می گفتم کسم رو بخور و مرتب داد می کشیدم بخورش ، اون هم همینطور با یه انگشت تو کونم می کرد و کسم رو تو دهنش گرفته بود و می مکید و می لیسید ، انگار آب کسم رو با تمام وجود می مکید و می خورد. کم کم دو تا انگشتش رو تو کونم کرد که واقعا درد گرفت . اخم را بلند کرد. اون هم به خوردن کسم ادامه داد و زبونش رو تو کسم هل داد و چرخوند که دیگه به ارگاسم رسیده بودم اما کوروش ول کن نبود ، اصلا به جیغ های من اهمیت نمی داد ، بعضی وقتها هم که زبونش رو از رو کسم بر می داشت زبونش را رو کشاله رانهایم میگذاشت و دو طرف داخل رانهایم رو می بوسید و می لیسید و بعد از یه مدت دو تا انگشت از دست راستش و انگشت اشاره دست چپش رو هم اضافه کرد و تو کونم فرو کرد و به سو راخ کونم تف می کرد تا لغزنده بشه. دیگه کم کم داشت سوراخ کونم باز می شد که بلند شد و کاندومی که همراه خودش اورده بود رو کیرش کشید به طوریکه کاندوم کیپ کیرش شد که من بهش گفتم اینجور اشتباهه و کاندوم باید جوری باشه که یه کمی سرش آزاد باشه وگرنه فشار منی کاندوم رو پاره می کنه و اون هم یه کم کاندومش رو بیرون کشید.
جلوی کاندوم باید به اندازه ای آزاد باشه که منی که بیرون میریزه تو کاندوم جا بگیره وگرنه فشار آب مرد کاندوم را پاره میکنه و آبتون تو کون یا کس شریک جنسیتون میریزه و خطر انتقال بیماری ها بالا میره.
اونم کاندومش رو درست کرد و سر کیرش رو گذاشت دم سوراخ کونم که با انگشتش آماده کرده بود و گشاد شده بود و کیرش رو هل داد تو کونم ، خیلی دردم گرفت ، اومدم خودم رو عقب بکشم که با دستاش محکم من و گرفت و تو بغلش نگه داشت اما اونقدر حس وجود کیر تو تنم عالی بود که دردش برام قابل تحمل شده بود. خلاصه کوروش کیرش رو تو کونم کرده بود و شروع کرد به تلمبه زدن.




پاهام رو هم بالا گرفته بود و کف پاهام رو هم با زبونش می لیسید و همین لیسیدن کف پام احساس کون دادنم رو برام لذت بخش کرده بود و بعد از چند دقیقه کیرش رو از تو کونم بیرون کشید و کاندوم رو از روسرش برداشت و کیرش رو اورد جلی دهانم تا کیرش رو بخورم و من هم شروع به ساک زدن براش کردم تا آبش در بیاد. کوروش به خوبی تونسته بود من رو ارضا کنه و با اون لیسیدناش و خوردن کسم دو بار من رو به ارگاسم رسونده بود و حالا نوبت من بود که اون رو به آسمون ها ببرم.
از این حرکتش که کاندوم رو کیرش کشیده بود خیلی خوشم اومد چون هم خطر انتقال بیماری به من رو جلوگیری می کرد و هم اینکه خطر عفونت ادراری رو هم از خودش دور می کرد چون محیط کون آلوده است و موقعی که شریک جنسیتون از راه کون با شما سکس داره شانس اینکه عفونت از طریق مجاری ادرار اش بالا بره و دچار عفونت ادراری بشه خیلی زیاده.
من هم شروع به ساک زدن کیرش کردم ولی هرچه می مکیدم از اون شیره بهشتی خبری نبود ، دیگه صدای آه کوروش هم در اومده بود که یه دفعه تو دهانم گرمایی احساس کردم و کیرش رو بیرون کشید و مقداری از آبش هم رو صورتم ریخت.




کوروش هم برای اینکه به من نشون بده که خودش هم از آبش بدش نمیاد و رغبت من رو به آبش زیاد کنه همانطور که صورتم پر از آبش بود شروع به بوسیدن صورتم کرد و با زبونش آبش که رو صورتم ریخته بود را تو هانم هل می داد و یه لب آب دار ازم گرفت. راستش از اینکه وقتی آبش اومد خودش رو مثل مرده کنارم ول نکرد خیلی خوشم اومد. آخه مردا وقتی دختری رو میکنن بعد به جای اینکه به معاشقه گرمشون ادامه بدن بی حال و بی حس کنار شریک جنسیشون دراز میکشن انگار همه این سکس حق خودشون بوده ، حالا که آبشون اومده ما هیچی! و هیچ چیز به این اندازه برای یه دختر بد نیست. مرد باید وقتی ارضا شد به معاشقه اش ادامه بده و به احساس شریک جنسی اش اهمیت بده و اینکه خودش رو کنار نکشه داره میگه که عزیزم درسته من ارضا شدم ولی در کنارت هستم به خاطر احساس تو و همین عشق و محبت را زیاد میکنه و اینه که میگم سکس باید باعشق و عاطفه باشه وگرنه چیزی جز یک حرکت و خوی وحشیانه چیزی نخواهد بود.
اون شب من و کوروش خیلی باهم حال کردیم و معنای واقعی کیر رو تو وجودم احساس کردم. بعدش باهم رفتیم یه دوش گرفتیم. اون تن من رو شست و من هم بدن کوروش رو و اومدیم بیرون و با حوله همدیگه رو خشک کردیمو لباسامون رو پوشیدیم. حول و حوش ساعت 12 شب بود که باهم رفتیم تو آشپزخانه و پیتزایی رو که کوروش اورده بوداز تو یخچال برداشتم و تو فر گذاشتم. باهم پشت میز آشپزخونه نشستیم و صحبت کردیم. اون شب از هر دری صحبت کردیم ، از دانشگاه از زندگیمون از علایقمون و کلی چیزای دیگه...
کوروش می تونست شریک جنسی خوبی برای من باشه و این من رو خوشحال کرده بود. اون شب بعد از خوردن پیتزا ، رفتیم رخت خواب رو پهن کردیم و تو بغل همدیگه خوابیدیم. کوروش مرد خوش هیکل و قوی هیکلی بود ، چهارشونه با قد بلن ، و این هر دختری رو حشری می کرد. اون شب تا صبح در آغوش هم خوابیدیم. صبح که شد کوروش زودتر از من از خواب بیدار شده بود و صبحانه رو آماده کرده بود و من رو هم از خواب بیدار کرد. هر دو باهم صبحانه مون رو خوردیم و کوروش خداحافظی کرد و بنا شد باهم تماس بگیریم.
اون روز صبح مثل دو هفته گذشته حالم گرفته نبود و سرحال و شاد رفتم دانشگاه و از اینکه یکبار به درستی کیر را با تمام وجودم لمس کرده بودم احساس رضایت می کردم. انگار جهان تازه ای به رویم باز شده بود و دیگر کیر برایم یک چیز غریب و دور از ذهن نبود. ستاره و ریحانه اون روز فهمیدند که من شادتر از روزای گذشته ام ولی بهشون نگفتم شب گذشته بر من چه گذشته بود ...

 

 

Sunday, July 18, 2004;

کير کوروش-۲

درست است کیر کوروش چیزی نبود که بشه ازش گذشت و لازم بود قبل از اینکه از کیر خوشگلش لذت می بردم یه چیزایی یاد می گرفتم و برای اینکه شما هم از سکس با خیال راحت لذت ببرید آن مطالب رو به شما هم میگم:




وقتی هیچ روش جلوگیری از بارداری توسط زن و مردی که از نظر جنسی فعالند استفاده نمی شود ، حدود نود درصد خانم ها در طی یک سال حامله خواهند شد. هیچ روش جلو گیری از بارداری به طور صد درصد موثر نخواهد بود.
خانم هایی که از روش های جلوگیری از بارداری استفاده می کنند حداقل سالانه یک بار باید به پزشک متخصص زنان مراجعه کنند.
من در اینجا فقط از دو روش جلوگیری ، قرصهای جلوگیری از بارداری(OCP) و کاندوم صحبت می کنم. چون اکثر خوانندگان این وبلاگ جوانند و راههای دیگر جلوگیری برایشان مناسب نمی باشد. در ضمن روش جلوگیری طبیعی به این مفهوم که مرد قبل از بیرون آمدن منی از خود آلتش را از واژن زن بیرون بکشد ، درصد شکست بالایی دارد و اصلا به شما توصیه نمی کنم مخصوصا در حالاتی از نزدیکی که مرد بر زن تسلط ندارد و این زن است که در هنگام نزدیکی بر مرد مسلط است و این روش جلوگیری شانس حاملگی بالایی دارد.
روش جلوگیری با کاندوم
به دلیل اینکه خطر پارگی کاندوم وجود دارد و همچنین استفاده از کاندوم لذت را در مرد و زن کاهش می دهد و چون اکثر شما سکس را به تازگی تجربه می کنید و همین لذت تماس آلت مرد با دیواره واژنتان تمایلتان را به سکس بیشتر می کند به عنوان یک روش جلوگیری از بارداری به تنهایی توصیه نمی شود. اما به عنوان اینکه خطر عفونت های جنسی را کاهش می دهد برای شمایی که شرکای جنسی متعددی دارید الزامی می دانم و به خانم ها توصیه می کنم که به هیچ مردی اجازه سکس بدون کاندوم را ندهند چون خطر انتقال بیماریها از مرد به زن بسیار محتملتر است تا برعکس ، پس مراقب سلامت خود باشید چون بیماریهایی مثل ایدز(HIV) و هپاتیت ناتوان کننده وکشنده هستند.
جهت استفاده از کاندوم به دخترها و پسرها توصیه می کنم که دقت کنند که کاندوم نباید تا ته بر روی آلت مرد کشیده شود و باید کمی از انتهای آن آزاد باشد تا جایی برای تخلیه منی مرد باشد وگرنه فشار خروج منی از مرد کاندوم را پاره می کند.
توصیه می کنم از کاندوم هایی که ماده اسپرم کش دارند استفاده کنند که در صورت پارگی کاندوم ماده اسپرم کش کمکی برای از بین رفتن اسپرم ها باشد و خطر حاملگی را کاهش دهد. قبل از استفاده دقت کنید که کاندوم پاره نباشد.
خود را برای لذت بیشتر در معرض بیماریهایی چون ایدز(HIV ) و هپاتیت قرار ندهید. بیمارهایی مثل سوزاک قابل درمانند ولی ایدز و هپاتیت ناتوان کننده وکشنده هستند.
روش جلوگیری با قرص((OCP
قرص های جلوگیری از بارداری شامل قرص های ترکیبی استروژن – پروژسترون می باشند که شامل دو نوع HD (دوز بالای استروژن) و LD (دوز پایین استروژن) هستند.
قرص ها به صورت بسته های 28 عددی یا 21 عددی وجود دارند. در نوع 28 عددی ، 7 قرص آخر فاقد ماده موثر استروژن – پرو ژسترون می باشند. در ایران بیشتر نوع 21 عددی مصرف می شود. اولین قرص در روز پنجم خونریزی و یا برای اطمینان بیشتر از روز اول خونریزی ماهانه خورده می شود و سپس روزانه یک قرص تا 21 روز استفاده می شود. بعد از آن درصورت استفاده از بسته های 21 عددی ، مصرف قرص به مدت 7 روز قطع می شود و در صورت استفاده از بسته های 28 عددی ، 7 قرص انتهایی که فاقد ماده موثرند مصرف می شوند. خونریزی معمولا 3 تا 5 روز بعد از دوره 21 روزه رخ می دهد. بعد از 7 روز دوباره به همان طریقه گفته شده ، قرص ها استفاده می شوند.
قرص ها باید منظم استفاده شوند و بهترین زمان مصرف قرص ها قبل از خواب شب است که در این صورت تهوع به حداقل می رسد.
به شما عزیزان توصیه می کنم که در اولین سیکل استفاده از OCP از یک روش دیگر جلوگیری نظیر کاندوم استفاده کنید چون در اولین سیکل به OCP اعتمادی نیست!
اگر درحین مصرف یک دوز را فراموش کردید مساله مهمی نیست و می توان دوز روز بعد را دو برابر کرد.
اگر دو قرص در دو هفته اول مصرف فراموش شود باید به مدت دو روز بعد روزانه دو قرص استفاده شود.
اگر دو قرص در هفته سوم مصرف فراموش شود یا بیش از دو قرص در هر زمانی فراموش شود درصد حامله شدن بالا می رودو باید از روشی دیگر جهت جلوکیری از بارداری استفاده کرد.
پس عزیزان من هیچوقت مصرف قرص هایتان را فراموش نکنید و خود را به دردسر نیندازید چون در صورت حاملگی بهای گزافی خواهید پرداخت!
درصد شکست OCP در جلوگیری از بارداری حدود 32/0 در 100 زن در سال می باشد ، پس به شما عزیزان توصیه می کنم که هم از قرص و هم از کاندوم همزمان استفاده کنید تا درصد حاملگی شما به صفر نزدیک شود.
قابل توجه دخترانی که داروهای ضد تشنج و اعصاب مصرف می کنند: به این عزیزان بگویم که این دسته داروها اثر قرص ها را کاهش می دهند و شانس حاملگی را افزایش می دهند. پس این عزیزا در روابط سکسی خود دقت کنند و با پزشک معالج خود مشورت کنند.
خانم هایی که سیگار می کشند و در عین حال سن آن ها از 35 سال بالاتر است و یا میگرن دارند و یا دیابت دارند بهتر است از این دست داروها استفاده نکنند و جهت یک روش جلوگیری مناسب با یک متخصص زنان مشورت کنند.
یک نکته مهم: سیگار اثر OCP را کاهش می دهد و شانس حاملگی را بالا می برد، پس سیگار نکشید.
مثلی هست که می گویند:
جایی خواندم که کشیدن سیگار خطرناک است پس سیگار کشیدن را ترک کردم.
جایی خواندم که نوشیدن الکل خطرناک است پس نوشیدن را ترک کردم.
جایی خواندم که سکس خطرناک است پس خواندن را ترک کردم!
شما می توانید از خطرات سکس جلوگیری کنید و سکس پر از لذتی داشته باشد ولی نمی توانید از خطرات سیگار و مشروبات الکلی جلوگیری کنید.
آنچه در اینجا گفتم فقط قطره ای از دریای بزرگ استفاده از قرص های جلوگیری است.
OCP ها مثل بسیاری از داروها در پزشکی فواید و عوارضی دارند که در این جا مجال صحبت در این باب نیست اما به شما عزیزان بگویم قبل از استفاده از قرص های جلوگیری از بارداری توسط پزشک معاینه شوید. معاینه شامل فشار خون ، معاینه لگن و پستان می باشد و آزمایشات خونی جهت بررسی عملکرد کبد و کلیه ها و سطح چربی هلی خون.
پس بیایید با بالا بردن آگاهی هایمان فقط به خاطر لحظاتی لذت خود را به دردسرهای بزرگ و خطرناک نیندازیم.


 

 

Saturday, July 17, 2004;

کير کوروش ـ ۱

بعد از اون شب که حس وجود کیر رو توخودم احساس کرده بودم یه جورایی حشری تر شده بودم. وقتی تو خونه تنها بودم دیگه با مالیدن چوچولم ارضا نمی شدم. دیگه مالیدن چوچولم همش با این تصور تو ذهنم میگذشت که کوروش داره من رو میکنه اما چون فقط یه تصور بود سردرد گرفته بودم و فشار روحی شدیدی داشتم. حوصله ستاره و ریحانه هم نداشتم. راستش دلم نمی خواست یکی بشینه وسط پاهام و کوسم رو لیس بزنه ، دیگه دلم می خواست یه کیر رو تو وجودم احساس می کردم.
هر روز بعد ازاینکه از دانشگاه می اومدم یه راست می رفتم سر ویدیو و یه فیلم سوپر می گذاشتم و صحنه هایی که دخترها رو می کردند می دیدم و پستونام رو می مالیدم. اون وقت ها هم یه فیلم ریحانه گیر اورده بود که چند صحنه داشت که دخترای باکره رو می کردند و نشون می داد که دیگه باکره نیستند. راستش بعضی از صحنه هاش دلخراش بود چون نشون می داد اون بدبخت ها رو به زور می کردند! اما اون موقع با دیدن اون صحنه ها دلم می خواست یکی هم من رو می کرد و این بند اسارتم رو پاره می کرد و راحت می شدم! اینقدر حشری شده بودم که حتی تو دانشگاه هم وقتی پسرای خوش تیپ که شلوار تنگ پوشیده بودند و بعضی وقتها کیرشون ورم می کرد ، حتما از دیدن ما دخترا! ، و می شد برجستگی کیرشون رو دید ، می نشستم و تو فکر اون کیر ورم کرده می رفتم و همینطور آب کسم سرازیر بود. آخ که چه فانتزی های سکسی برا خودم درست می کردم ، یادمه سر کلاس به جای اینکه حواسم به حرف های استاد باشه تو این فکر بودم که اون جلو استاد داره من رو میکنه ...




یادمه سر کلاس دستم رو تو شلوارم کرده بودم و بدون اینکه حواسم به اطراف باشه کسم رو می مالیدم و استاد هم در طول سالن کلاس قدم می زد که من رو دید و با اشاره بهم گفت خانم دکتر! شما امروز برین اسلاید ها رو از واحد سمعی بصری بگیرین و یه آب به دست و صورتتون بزنید!
اون روزا حوصله هیچ کاری رو نداشتم ، بعضی از دوستام فهمیده بودند حالم خوش نیست اما فکر می کردند که دوران قاعدگی ام را طی می کنم ، آخه دخترا تو دوران ماهانه یا قاعدگی شون یه کم بی حوصله میشن و بدنشون ضعیف می شه و از نظر روحی هم زود رنج می شوند و حوصله کسی رو هم ندارند. اینو دخترا خوب می فهمند اما پسرا نه! و اینو به پسرایی که با یه دختر رابطه دارند یا نامزند یا همسر دارند و یا بهتر بگم یک شریک جنسی دارند بگم که تو این دوران از نظر روحی خیلی مراقب اون دختر باشند و اصلا دوره مناسبی برای نزدیکی و یا حتی معاشقه ها لمسی هم نیست و اگر سردی از شریک جنسی خود می بینند این حق را به آنها بدهند و از آنها دلسرد نشوند و یا تلاش نکند که با زور با شریکشون ارتباط جنسی برقرار کنند.
خوب خیلی از موضوع اصلی دور نیفتم ...
اون روزا منم با اینکه قاعده نبودم اما اون قدر حوس کیر کرده بودم و همش تو فکر کیر کوروش بودم که حال خودم رو نمی فهمیدم تا بعد از یه دو هفته ای تصمیم گرفتم که به پیتزا فروشی زنگ بزنم و از کوروش بخوام که بیاد خونه مون. راستش درحالیکه دلم می خواست یه بار دیگه کیر کوروش رو تو وجودم احساس کنم اما از اومدن کوروش اونم تنها می ترسیدم. می ترسیدم یه وقت بلایی بلایی سرم بیاد اما بعدش با خودم فکر کردم که کوروش محل کار شناخته شده ای دارد و می شناسمش و بارها و بارها تو پیتزا فروشی دیدمش بنابراین تصمیمم رو گرفتم و به کوروش زنگ زدم و از اون خواستم که شب بیاد خونه مون و بهشم گفتم که تنهام ...
آخرش کار خودم رو کردم! آخه کیر کوروش چیزی نبود که بخوام ازش بگزرم تازه اون قدر حشری شدن دیگه عقلی برام نمونده بود که عاقلانه فکر کنم!


 

 

Friday, July 16, 2004;

خوشمزه ترين پيتزاي من ـ ۳




بعد از رفتن کوروش هر سه تامون تو راهرو هم دیگه رو تو آغوش کشیدیم و یه لب از هم دیگه گرفتیم. ستاره گفت من میرم تو آشپزخونه تا پیتزاها رو بزارم تو فر گرم بشه و رو کرد به من و گفت تو هم که دوش منی گرفتی و چشمکی زد ، میخوای تا آماده شدن پیتزا یه دوش بگیر. ولی من دلم نمی خواست اون مایع لزج رو به این زودی از رو تنم پاک کنم انگار هنوز حس خوبی داشتم و دست ریحانه رو گرفتم و گفتم من و ریحانه منتظر میشینیم تا تو پیتزا رو بیاری ، هنوز تنم گرم بود و تشنه سکس که ریحانه رو با خودم بردم تو اتاق ، فیلم هنوز ادامه داشت و صحنه ای رو نشون میداد که یه زن تو آشپزخونه رو میز خوابیده و یه زن دیگه خامه ریخته رو بدن و کسش و داره لیس میزنه! من هم که اون صحنه رو دیدم و هنوز گرمای تن کوروش رو بدنم بود ، ریحانه رو هل دادم رو تخت کنار اتاق و گفتم میخوام کست و بخورم و ریحانه هم راحت خوابید و پاهاش رو از هم باز کرد. کس تمیز ریحانه که موهاش رو معلوم بود تازه تراشیده حشری بودن آدم رو چند برابر می کرد. من هم بسته سس که کنار اتاق گذاشته بودیم و می خواستیم رو پیتزا بریزیم رو کس ریحانه ریختم و به شوخی گفتم: ریحانه جان ، سسش کمه ، با سس خوشمزه تره! ریحانه هم خنده اش گرفته بود و گفت: نوش جونت مریم جون! من هم مقداری سس رو کس ریحانه ریختم و شروع به لیس زدن کس ریحانه کردم ، این بار از کوروش یاد گرفته بودم با دو انگشت لب های کسش را از هم فاصله دادم و زبونم رو تو کسش فرو کردم و چرخوندم، سسی هم که رو کسش ریخته بودم تمایل مکرر خوردن کس ریحانه رو برام بیشتر کرده بود ، ریحانه هم از شدت لذت به خودش می پیچید و آه می کشید جوریکه آهش شبیه به جیغ شده بود! و همین صداهای ریحانه مرا هم حشری تر می کرد.




در همین حین ستاره با پیتزاهای گرم شده وارد اتاق شد و وقتی دید که من چه جوری دارم کس ریحانه رو میخورم ، شیشه سس را برداشت و بازم رو کس ریحانه ریخت ، آب کس ریحانه هم حسابی راه افتاده بود و با سس مخلوط شده بود ، ستاره هم یه برش از پیتزاها رو برداشت و به کس ریحانه مالید و پیتزا رو خورد ، پیتزا با سس و آب کس ریحانه رو آنچنان با ولع می خورد که من و ریحانه هم هوس کردیم. من هم یه برش دیگه برداشتم و مالیدم به کس خودم که حسابی آبم سرازیر شده بود و دادم به ریحانه و ریحانه هم پیتزا را بو کشید و گفت: به به! و گذاشت تو دهانش و هر سه خندیدیم ...
اون شب تمام پیتزاها رو به کس همدیگه می مالیدیم و می خوردیم یا یه گاز به پیتزا می زدیم و یه لیس به کس همدیگه ، راستش می تونم بگم اون خوشمزه ترین پیتزای عمرم بود که تا اون وقت خورده بودم.
اون شب تا نزدیکای سپیده دم در آغوش هم بودیم و خوابمون نمی برد و هرچی همدیگه را می مالیدیم باز سیر نمی شدیم ، یادم نیست اون شب فقط من چند بار به ارگاسم رسیدم اما بالاخره سپیده دم سه تایی با هم رفتیم حموم و اونجا هم همدیگه رو شستیم. من رو زمین نشستم و ستاره شروع کرد از انگشتان پام صابون بزنه و لیف بکشه و ریحانه هم پستونام رو می خورد ، وقتی ستاره خوب به پاهام صابون زد و آب ریخت و شست ، شروع به لیسیدن انگشتان پام و کف پام کرد. اون حسی که از لیسیدن کف پام داشتم خیلی عمیق بود انگار تمام بدنم مور مور می شد و پام رو عقب می کشیدم ولی ستاره با ولع پای من رو می لیسید و می خورد ، ولی با این وجود لذت می بردم. ریحانه هم مرتب نوک پستونام رو آروم گاز می گرفت و می مکید ، اینقدر این مکیدن و گاز گرفتن را متناوب انجام داده بود که دیگه حساس شده بود. وقتی دست به نوک پستونم می خورد حس اینکه یه چیزی تو کسم می چرخه رو داشتم. ستاره هم آروم از وسط پاهام اومد بالا و بین دو رانم رو می لیسید تا اینک به کسم رسید و با دندوناش یه گاز کوچیک از چوچولم گرفت که خیلی دردم گرفت. همونطور که ستاره وسط پاهام قرار گرفته بود و کسم رو می خورد ریحانه هم دو تا پاش رو از هم باز کرد و مقابل صورتم ایستاد تا منم کس اون رو بخورم و من هم همینکار رو کردم. دوش آب گرم رو تنمون باز بود و گرمای آب شهوتمون رو چند برابر کرده بود ، تو حموم هم چند بار به ارگاسم رسیدم. با اینکه تا اون وقت هنوز نخوابیده بودیم اصلا حس خستگی نداشتیم. بعد از یه ساعتی که تو حموم سکس کردیم ، دوش گرفتیم و اومدیم بیرون. خودمون رو خشک کردیم و یه پتو وسط اتاق انداختیم و روش خوابیدیم و یه پتو هم رومون کشیدیم و باز لباسامون رو نپوشیدیم و همون طور لخت تو آغوش هم خوابیدیم. صبح اون روز هیچکدوممون کلاس نرفتیم و تا نزدیکای ظهر تو بغل همدیگه لخت خوابمون برد اما در عوض چیزایی از رابطه سکس با یه پسر یاد گرفته بودیم که برامون کلی ارزش داشت. حدود ساعت ده صبح بود که بلند شدیم تا صبحانه بخوریم ، من و ریحانه رفتیم و کره و عسل رو از آشپزخونه اوردیم که بخوریم که ریحانه یه دفعه یه قاشق عسل برداشت و روی پستون ستاره ریخت و شروع کرد به خوردن پستون ستاره و با خنده گفت: اینم صبحانه من ، کامل و مقوی! بعد از صبحانه ستاره و ریحانه رفتن لباساشون رو بپوشن که برن خوابگاه و خداحافظی کردن و رفتن. من هم لباسام رو پوشیدم و تصمیم گرفتم جبران شب گذشته که درس نخونده بودم برم کتابخونه بیمارستان. نهار اون روز بیمارستان بودم و ظهر هم تو پاویون اینترن ها نیم ساعتی خوابیدم و بعد نشستم تو کتابخونه ، عصر هم ستاره و ریحانه اومدن کتابخونه و تا صبح بیدار موندیم و درس خوندیم.
من و ستاره و ریحانه هم از لحظاتمون لذت می بردیم و هم خوب درس می خوندیم. یادمه همیشه ستاره می گفت: من دلم میخواد لذت سکس رو ببرم ولی دلم نمیخواد سکس اونقدر برمن غالب بشه که به چشم جنده بهم نگاه کنن و فقط یکی بیاد و من رو بکنه و بعد مثل یه دستمل کاغذی دور بندازه ، سکس یه نیاز مثل غذاست ، غذا رو اگه زیاد خوردی و زیاده روی کردی بعد دل درد می گیری و بعدشم چاقی و هزار درد سر دیگه و باید اندازه نیاز غذا خورد ، اگه هم اصلا نخوری مریض میشی ، سکس هم همینطوره یه نیازه ، اگه اصلا نداشته باشی مریض میشی و اگه هم زیاده روی کنی باز مریض میشی و از دیگر جوانب زندگی باز میمونی. آدم باید به تمام نیازهای جسمی و روحی اش به اندازه پاسخ بده ...


 

 

Thursday, July 15, 2004;

خوشمزه ترين پيتزاي من ـ ۲




حس لذت اونقدر زیاد بود که بی اراده جیغ کشیدم و با صدای جیغ من که انگار تازه ستاره و ریحانه به خودشون اومده بودن همونطور لخت اومدن تو راهرو که یه دفعه با اون صحنه مواجه شدن.
ستاره اومد جلو و گفت: به به تنها تنها حال می کنین! و نشست و شروع کرد با کیر جوون پیک بازی کردن و تند تند براش می مالید که بهش گفت میشه بخوریش! و ستاره هم خوابید کنارمون و کیر جوون رو تو دهنش کرد و مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشه با چه ولعی شروع به خوردن کیرش کرد. ریحانه هم وقتی دید هر کسی مشغوله اومد و شروع به خوردن پستونهای من کرد. ده دقیقه ای که در همین حال بودیم و وقتی جوون دید من به ارگاسم رسیدم بلند شد تا کیرش رو بکنه تو کسم که من خودم رو عقب کشیدم و گفتم من دخترم ، اون هم گفت باشه می تونم تو کونت بکنم؟




و همینطور که به پشت خوابیده بودم پاهام رو بالاتر برد. یه لحظه حس کردم الان کمرم میشکنه و خوب که کونم رو هوا کرد کیرش رو گذاشت مقابل سوراخ کونم و کیری که یه کم با آب دهان ستاره خیس شده بود به داخل کونم فشار داد که آخم حسابی بالا رفت ولی تو اون وضعیت آدم حس می کرد داره کس میده و حس حشری بودنم رو بیشتر می کرد. ستاره هم با دستش کسم رو می مالید ، من هم هیچی نمی فهمیدم و فقط داد می کشیدم محکمتر! بعد از مدتی کیرش رو کشید بیرون و آبش با شدت تمام پاشید رو شکم و سینه و کمی هم رو صورتم. آب گرمش رو تنم حس خوبی داشت ، ریحانه هم با دستش آب اون جوون را رو تنم پهن می کرد. من که یه کمی از آبش رو دهنم پاشیده بود زبونم رو در اوردم و کمی لیسیدم تا ببینم چه مزه ای میده. اون حالت لزجش خیلی بهم حال داد مثل ژله بود. وقتی دیدم خوشمزه است دستم را رو شکمم کشیدم و کمی از آبش رو برداشتم و گذاشتم تو دهنم. ریحانه که دید من آب جوون رو با چه ولعی می خورم شروع به لیس زدن شکمم کرد که همین لیس زدنش حسابی من رو سرکیف می کرد. در همون حال ستاره هم کیر جوون پیک رو تو دهانش گذاشته بود و با لذت می خورد و هنوز یه کمی از آبش دور کیرش بود که ستاره هم با لذت تمام خورد.
هر سه تامون اون شب برای اولین بار مزه آب مرد که اسمش منی((semen است رو چشیدیم و واقعا خوشمزه بود.




جوون هم خم شد و از من یه لب آب دار حسابی گرفت. راستش هنوزم میگم اگه این لب گرفتن های بعد از سکس نباشه اون سکس انگار هیچ مزه ای نداره و فقط یه حس خمودی در بدن داره. اون هم خیلی وارد بود ، اول لب پایینم رو آروم خورد و بعد لب بالاییم رو خورد و خیلی آروم لبام رو می مکید ، واقعا لذت بخش بود ، زبونش رو تو دهانم کرد و به زبون من می مالید ، اصلا دلم نمی خواست این لب گرفتن تموم بشه اما بلند شد و گفت دیگه باید بره چون خیلی دیرش شده. دو ساعتی میشد که خونه ما مونده بود. ریحانه و ستاره هم تو کف مونده بودن چون دلشون می خواست اونا هم از اینکه یه کیر تو کونشون بره لذت ببرن ، مخصوصا ریحانه که از سکس از راه کون خیلی لذت می برد که جوون پیک گفت بعدا بهتون زنگ می زنم ، شماره تلفنمون رو هم که داشت چون تو دفتر پیتزا فروشی به عنوان یکی از مشترکین ثبت بود. جوون موقع خداحافظی گفت اسم من کوروش است اگه یه وقت به پیتزا فروشی زنگ زدید بگین با من کار دارید و یه لب از ریحانه و ستاره هم گرفت و بدون اینکه پول پیتزا رو دیگه بگیره رفت ...





 

 

Wednesday, July 14, 2004;

خوشمزه ترين پيتزاي من ـ ۱




... اون روز بعد از بکن بکن حسابی پدربزرگ و مادربزرگ وقتی به آپارتمانم رسیدم به خوابگاه زنگ زدم. ریحانه گوشی رو برداشت. بهش گفتم اگه کاری نداره با ستاره ، امشب بیاین خونه من ، اون هم قبول کرد.

وقتی رسیدن ، ریحانه و ستاره با خودشون یه فیلم سوپر اوردن تا با هم ببینیم و بنا شد شام به پیتزا فروشی که مشترک بودم زنگ بزنم تا برامون پیتزا بیاره. با هم نشستیم و مشغول دیدن فیلم شدیم.

یکی از بازیگرای فیلم کیری داشت که خیلی گنده تر از حد معمول بود. ستاره و ریحانه حسابی تو کف اون کیر رفته بودن و در حال دیدن فیلم لخت شده بودن و مشغول خوردن پستونهای همدیگه بودن و مرتب از اون کیر تعریف می کردن که ای کاش الان یه کیر واقعی اینجا بود. من هم نشسته بودم ولی لباسام رو در نیاوردم تا وقتی پیتزا رو اوردن برم دم در و پیتزا رو بگیرم ولی آب کسم حسابی راه افتاده بود و شرتم رو خیس کرده بود. وقتی ستاره داشت از اون کیر گنده تعریف می کرد اومدم براشون بگم که صبح چه صحنه ای تو خونه مادربزرگ دیدم و بگم که تازه کیر پدربزرگ من رو ندیدین ، نمیدونین عجب کیری بود! این کیر که دارین می بینین پهلوش مثل انگشت کوچیکه پهلوی شسته! اما دلم نمی خواست تعریف کنم ، فقط بادیدن اون صحنه ها همش تصور می کردم که پدربزرگ داره منو می کنه! آب کسم حساب راه افتاده بود تو همون حال با اینکه خودم رو نمی مالیدم به ارگاسم رسیدم. منم دلم می خواست لخت می شدم ولی می دونستم هر لحظه ممکنه پیک پیتزا برسه ، تو این افکا بودم که زنگ در به صدا در اومد. رفتم و در رو با آیفن باز کردم تا پیک بیاد بالا و دم در آپارتمان پیتزا رو تحویل بگیرم. اما اصلا حواسم نبود که صدای فیلم رو کم کنم ، رفتم دم در و در رو باز کردم ، راستش من عادت نداشتم روسری سرم کنم و همینطور رفتم دم در ، وقتی در رو باز کردم جوانی پشت در با سه پیتزا ایستاده بود. جوان موهای قهوه ای زیبایی داشت و صورت سفید چهره ای که بی اراده آدم مجذوبش می شد. منم بهش گفتم بفرمایید تو تا پول پیتزا رو بیاورم اون هم اومد داخل و دم راهرو ایستاد ، همون لحظه فیلم به صحنه ای رسیده بود که بازیگر زن داشت جیغ می کشید و جیغ های اون هم به گوش جوان پیک می رسید. وقتی برگشتم اونم فهمیده بود که داریم فیلم سوپر می بینیم ، با خنده بهم گفت معلومه خیلی دردش میاد ، بگو آروم تر! منم خنده ای کردم و گفتم حتما اینجوری حاش بیشتره!

راستش اون قدر کسم خیس شده بود و پستونام ورم کرده بود و حالم خراب بود که می خواستم برم توبغلش ولی خودم رو کنترل کردم که یه دفعه جوان هم تو یه حرکت سریع دستش رو گذاشت دور کمرم و لبش رو به لبم نزدیک کرد ، اولش خیلی ترسیدم و خودم رو عقب کشیدم و گفتم چیکار می کنی؟! هر چند ته دلم ازش خوشم اومده بود و از اینکه سوسول بازی رو کنار گذاشته بود و بدون مقدمه رفته بود سر اصل موضوع بیشتر من رو به خودش راغب کرده بود ولی کمی می ترسیدم و تا اون موقع هم هرچند برای سکس با یه پسر له له می زدم ولی سکس با پسر رو تجربه نکرده بودم. اونم وقتی عکس العمل منو دید گفت: هیچی می خوام یکم سس اضافه رو پیتزاتون بریزم تا خوشمزه تر بشه! و چشمکی زد و دوباره منو در آغوش کشید و شروع کردیم با هم لب گرفتن ، راستش با اینکه اون جوون رو نمی شناختم اما در آغوشش کم کم احساس آرامش کردم. اون هم آروم پیراهنم رو در اورد و سوتینم رو هم کنار زد و پستون هایم را با چنان ولعی می خورد که هنوز به خاطر دارم و کم کم تو همون راهرو رو زمین خوابیدم. اون هم شروع به لیسیدن گردن و بعد سینه و آروم آروم پایین اومد و رو شکمم رفت و همه تنم رو می بوسید و می لیسید. هنوز اون سکس رو فراموش نمی کنم ، وقتی به شکمم رسید با دو دست شلوار و شرتم رو باهم پایین کشید و شروع به بوسیدن داخل رانهایم کرد و با زبان هم داخل رانهایم رو می لیسید. حس خوبی در تمام بدنم احساس می کردم که زبونش رو گذاشت رو کسم و زبونش رو فرو کرد تو کسم و همون اول کسم چرخوند ، خیلی عالی بود ، راستش ستاره و ریحانه هم خیلی کسم رو خورده بودن ولی این حالت کس خوردن که طرف زبونش رو تو کسم فرو کنه خیلی باحال بود ، آدم رو به آسمونها می برد. حس لذت اونقدر زیاد بود که بی اراده جیغ کشیدم و با صدای جیغ من که انگار تازه ستاره و ریحانه به خودشون اومده بودن همونطور لخت اومدن تو راهرو ...



 

 

Tuesday, July 13, 2004;

خونه مادربزرگ




... اون ترم با موفقیت برای هر سه تامون گذشت و این سکس ها نه تنها باعث نشد که ما از درسامون عقب نمونیم بلکه باعث شد که همیشه سر حال و روحی تازه داشته باشیم و بهتر درس بخونیم و هر سه تامون هم نمره های خوبی گرفتیم. تو این مدت هم پدرم تونسته بود یه طبقه آپارتمان نزدیک دانشگاه برام بخره و من هم از ستاره و ریحانه جدا شدم و به آپارتمان خودم رفتم. آپارتمانی که پدرم برام تهیه کرده بود همه امکانات را داشت حتی پدرم تلویزیون و ویدئو هم برام گرفت. این برا ستاره و ریحانه هم خوب بود حالا دیگه یه خونه خالی داشتیم که پاتوق خوب و راحتی برای هر سه نفرمون بود.
من بیشتر عصرها تو خونه تنها بودم و اگه یادتون باشه قبلا گفته بودم که مادربزرگم هم اینجا زندگی می کنه و من دیگه بیشتر عصرها خونه مادربزرکم می رفتم ، مادر بزرگم هم کلید در خونه رو به من داده بود تا هر وقت که خونه نبود من پشت در نمونم. و من هم عصرهایی که ستاره و ریحانه بهم سر نمی زدند ، خونه مادربزرگم می رفتم یا اینکه تنهایی بیرون می زفتم و تو پاساژها می گشتم. البته همش هم به قصد خرید نبود بلکه بیشتر وقتها فقط برای تفریح بود هر چند میگن که خانمها خرید رو برای نیازشون انجام نمیدن بلکه خرید جزئی از تفریحشونه ولی من این طور نبودم هر جند بعضی وقتها همین زن بودنم باعث میشه که چیزایی بخرم که اصلا نیازی بهشون ندارم فقط چون قشنگ و چشمگیر بودن می خریدم مثل مجسمه ، تابلو یا وسایل تزیینی.
یه روز از اون روزایی که بعد از کلاس رفتم خونه مادربزرگم بدون اینکه در بزنم در خونه رو باز کردم و رفتم تو خونه. خونه مادربزرگم یه حیاط بزرگ داشت که دور تا دورش اتاق هایی بود که پنجره هاش رو به حیاط باز می شد و پرده های گلی قرمز رنگ زیبایی مقابل پنجره ها آویزان بود.
اون روز به طرف اتاق مادربزرگم رفتم که دیدم صدای عجیبی میاد که مث این میموند که دارن یکی رو میکنن! آروم و پاورچین تا دم اتاق رفتم. وای! خدای من چی میدیدم! مادربزرگ وسط اتاق خوابیده بود و پدربزرگ وسط پاهاش نشسته بود و داشت کس مادربزرگ رو می خورد. دیگه هیچی نفهمیدم ، خودم هم حالی به حالی شدم ، دستم رو تو شلوارم بردم و شروع کردم چوچولم رو مالیدن. مثل دیدن یه فیلم سکسی بود اما زنده!




پدربزرگ هم با چه ولعی داشت کس مادربزرگ رو می خورد و مادربزرگ هم مثل دخترای جوون جیغ های کوتاه می کشید.
خیلی باحال بود. من هم دیگه از خودم چیزی نمی فهمیدم دلم می خواست پدربزرگ کس من رو می خورد. پدربزرگ نشست و مادربزرگ هم شلوار پدربزرگ رو پایین کشید و کیر پدربزرگ رو از تو شورتش در اورد و من همه اینها رو از پشت پنحره میدیدم ، وای! عجب کیر گنده ای بود! حس کردم الانه کیر پدربزرگ بترکه! راستش از اون شیشه نوشابه ای هم که ریحانه تو کونش کرده بود گنده تر بود. با خودم فکر می کردم که اگه این کیر تو کون من بره حتما پاره میشم! مادربزرگ هم کیر پدربزرگ رو تو دستش گرفته بود و دهنش رو اورد جلو و شروع به خوردن کیر پدربزرگ کرد. اونقدر با ولع می خورد که من هم دلم می خواست جای مادربزرگم بودم و اون کیر گنده رو میخوردم که ناگهان مادربزرگ بلند شد و نشست رو کیر پدربزرگ به طوریکه صورتاشون مقابل هم بود و پدربزرگ هم در همون حال شروع به خوردن سینه های مادربزرگ کرد ، با اینکه سینه های مادربزرگ پیر شده بود اما پدربزرگ مثل اینکه یه هلوی تر و تازه بخوره اونها رو میخورد و مادربزرگ خم رو کیر پدربزرگ بالا و پایین می رفت. بعد از یه ده دقیقه ای که این کار رو کردند مادر بزرگ بلند شد و رو رو زانوهاش خم شد و به پدربزرگ گفت: بکن تو کونم ...
وای! فکر اینکه این کیر به این گندگی بره تو کون من داشت دیگه دیوونم می کرد ، دیگه از پاره شدن هم نمی ترسیدم ، دلم می خواست جلو می رفتم و به پدربزرگ میگفتم که منو جر بده ...




پدربزرگ هم کیر گندش رو گذاشت دم سوراخ کون مادربزرگ و یه دفعه فرو کرد جوری که جیغ مادربزرگ منو به خود اورد. من هم که دیگه کنار در اتاق لخت شده بودم وبی اراده داشتم سینه ها مو و چوچولم رو میمالیدم ، بلند شدم و لباسم رو پوشیدم و قبل از اینکه من رو ببینن آروم از در خونه بیرون رفتم و برگشتم. تو راه اصلا حواسم به هیچی نبود ، چندین بار نزدیک بود درحالیکه از خیابان رد می شدم تصادف کنم. اصلا تو حال خودم نبودم ، سرم درد گرفته بود. دلم می خواست یکی بود و من رو می کرد!
فکر کردم یه تلفن به ستاره و ریحانه بزنم تا بیان خونه و باهم حال کنیم.




اون چیزایی که دیدم تاحالا برا هیچکس تعریف نکردم ، حتی می دونستم اگه برا ستاره و ریحانه هم تعریف کنم باورشون نمیشه. الان هم که دارم اینا رو میگم برا اولین باره و می دونم خیلی ها باور نمی کنند اما اصلا مهم نیست ، چیزی که میخوام بگم اینه که حتی پیرمرد ها و پیرزن ها هم البته نه همشون از سکس لذت می برن ، البته خانم ها کمتر ولی اون هم علتی داره. درسته بعضی از خانم ها در سنین کهولت از سکس لذت نمی برن ولی این به معنای این نیست که دلشون نمیخواد سکس داشته باشند. چونکه سکس براشون درد آوره و دیگه دهانه کسشون یا کانال واژنشون رطوبت مورد نیاز را نداره مخصوصا بعد از یائسگی که آتروفی هم شده یعنی جدار کس چروکیده شده و چون لغزندگی مناسب را نداره حرکت کیر درون کس ایجاد درد میکنه و به راحتی انجام نمیشه که این هم درمان داره و اگه درمان بشه یه خانم مسن هم میتونه مثل یه دختر 20 ساله از سکس لذت ببره.
اما چون خوانندگان ما اغلب جوانند و نیازی به دانستن درمان آتروفی واژن ندارند تا از سکس لذت ببرند یک نکته مهم دیگر را متذکر می شوم که اگر انتخاب درستی برای ازدواجشون داشته باشند و از روی احساس عمل نکنند و عاشق زندگی کنند مثل پدربزرگ و مادربزرگ من وقتی هم پیر میشند میتونند عاشق زندگی کنند و این به مفهوم اینه که هیچوقت این جفت ها احساس پیری نمی کنن و همیشه در هر سنی جوونی می کنن!
باید بگم یه رابطه سکسی بدون عشق ممکن نیست مگر اینکه کسی بخواهد از این راه زندگی کند و این رو تموم اون زنهایی که ناچار به این نوع زندگی هستند می دونن که وقتی بدنشون رو با عشق در اختیار کسی قرار میدند لذت دو طرف دو چندان میشه.
آره! این عشق خیلی مقدسه و سکس هم نیاز انسان است مثل آب خوردن. بیایید کاری کنید که تا زنده اید از آب خوردن محروم نشین و تشنه لب دریا نرید و برگردین! ...



 

 

Thursday, July 08, 2004;

کون ريحانه




از اون روز من و ستاره و ریحانه ، هر چیزی رو که فکر می کردیم میشه تو کون همدیگه فرو کنیم ، تجربه کردیم مثل موز. شاید باور نکنین ولی یه روز ریحانه هوس کرده بود سر شیشه نوشابه رو تو کونش فرو کنیم! ما هر چه میگفتیم این کار خطرناکه ولی باز اصرار کرد. ریحانه از اینکه رابطه جنسی از راه کون داشته باشه خیلی لذت می برد اما من و ستاره فقط برا سرگرمی این کار رو می کردیم.

اون روز یادمه با چه احتیاط و زحمتی سر شیشه نوشابه رو تو کون ریحانه کردیم. اولش ریحانه نشست و روی دو زانوهاش خم شد و کونش رو هوا کرد ، من هم با ژل لیدوکائین شروع به مالیدن سوراخ کون ریحانه کردم که هم آماده بشه و هم کمی بی حس ، اولش با یه انگشت و بعد با دو انگشت و آروم آروم با سه انگشت تو کون ریحانه کردم ، ستاره هم کنار ریحانه نشسته بود و با دستش چوچول ریحانه رو می مالید ، ریحانه هم بعضی وقتها از درد جیغ می کشید اما من به ماساژ کونش ادامه می دادم ، یه نیم ساعتی طول کشید تا سه تا انگشتم با هم تو کون ریحانه بره بعد یه خیار کلفت که دورش حسابی ژل لیدوکائین مالیده بودم دم کون ریحانه گذاشتم و به داخل فشار دادم ، در همان حین یه انگشت کنار خیار گذاشتم که آخ ریحانه رو بلند کرد اما آروم ادامه دادم ، ستاره هم مالیدن کس ریحانه رو بیشتر کرده بود ، دیگه به نظر می رسید کون ریحانه آماده شده و حسابی گشاد شده بود.




خیار رو از تو کونش در اوردم و سر شیشه نوشابه رو که اطراقش حسابی ژل لیدوکائین مالیده بودم دم سوراخ کون ریحانه گذاشتم و آروم به داخل فشار دادم ، جیغ ریحانه بالا رفت اما بالاخره بعد از یک ساعتی که کلی کون ریحانه رو آماده کردیم سر شیشه نوشابه تو کونش جا گرفت. از کون ریحانه چند قطره ای خون چکید که اولش خیلی ترسیدیم اما چون کم بود و زود هم بند اومد نگرانی مون از بین رفت.

اون شب اونقدر کون ریحانه درد می کرد که تا صبح نتونست بخوابه و ریحانه مجبور شد دوباره رو دو زانوش نشست و خم شد و کونش رو هوا کرد و من هم با ژل لیدوکائین برای اینکه درد کونش کمتر بشه ماساژ می دادم که هوس کردم که با زبون اون سوراخ کون گشاد شده رو بلیسم ، وقتی شروع به لیسیدن سوراخ کون ریحانه کردم معلوم بود خیلی لذت می بره چون صدای آه شهوت برانگیزش با تمام دردی که داشت بلند شده بود. ریحانه چون از سکس از راه کون لذت می برد لیسیدن سوراخ کونش بعد از اون سکس دردناک ، لذت بخش بود. راستش برا خودم هم جالب و لذت بخش بود که یه سوراخ کون گشاد شده رو می لیسم ...






اون ترم می تونم بگم شبی نبود که ما سه تا با هم سکس نداشته باشیم. واقعا لزبین بودن خیلی برامون جذاب بود چون نه تنها خطر حاملگی نداشت و پرده مون آسیب نمی دید از سکس هم لذت می بردیم ولی خطر انتقال بیماری در هنگام لیسیدن کس طرف مقابل و خودن آب کسش وجود داره اما خطر انتقال ایدز از راه لیسیدن کس در صورتی وجود داره که درون دهان زخم باشد وگرنه این خطر وجود ندارد اما باید دقت کرد ، مسواک زدن بعد از یه کس لیسی حسابی میتونه خطرناک باشه چون با مسواک زدن سطح لثه خراش سطحی و زخم برمیداره و همین خطر انتقال ویروس ایدز را ایجاد میکنه ...


 

 

Tuesday, July 06, 2004;

مرا ببوس ۷




... من خیلی دوست داشتم و حالا ههم دوست دارم که کسی من رو ببوسه و با هم یه بوسه آب دار بگیریم و اینو به پسرا میگم که دخترا غالبشون دوست ندارند که یه دفعه شریک جنسیشون سر کسشون بره و دوست دارند قبلش با همدیگه معاشقه ای بکنند. راستش اینو بگم قبل از اینکه دوست دخترتون یا حتی همسرتون ازتون بخواهد ببوسیدش که غالبا هم نمیگن و عذاب میکشن! خودتون از بوسیدن صورت و لبهاش شروع کنید و آروم به گردن و سینه و پستوناش و تنه پایین بیایید ، تو این لحظات که شما در حال بوسیدن شریک جنسیتون هستید در اثر تحریک تحریک تماسی با بدن شما غدد دهانه کس ( غدد بارتولین ) مایعی موکوسی و لغزنده ترشح می کنند و دیواره کس یا واژن رو لغزنده می کنند و ورود آلت شما و حرکت آن در طول واژن را راحت می کنند و این باعث میشه که شریک جنسیتون لذت بیشتری ببره و در ثانی پاهایش را بیشتر از هم باز کنه و اجازه یه سکس خوب و طولانی و لذت بخش را به شما بدهد.

نزدیکی بدون هیچ مقدمه ، جز یک حرکت وحشیانه و کاملا پر از درد و خالی از لذت برای شریک جنسیتون چیز دیگری نخواهد بود و شما هم یه سکس کوتاه و خالی از لذت خواهید داشت ، پس سعی کنید در نزدیکی یک موجود مهربان باشید که در همان حال عشق و مهربانی را به شریکتاند عرضه کنید نه یک حس و خوی وحشیانه و حیوانی ...


 

 

Monday, July 05, 2004;

مرا ببوس ۶ ـ خياري براي ريحانه




... به محض اینکه به خوابگاه رسیدیم ریحانه چادرش رو برداشت و سریع بدون مقدمه لخت شد. آخه دیگه ما سه تا اونقدر ما سه تا با هم صمیمی شده بودیم و با هم لخت بودیم که دیگه هیچ مقدمه ای نمی خواست و از همدیگه هم خجالت نمی کشیدیم. خلاصه ریحانه لخت شد و من هم خیارها رو تک تک تمیز شستم و ریحانه هم رو زانوهاش خم شده بود و سرشو رو زمین گذاشت و کونش رو هوا کرد تا من یکی از خیارها رو تو کونش بکنم. ریحانه اولش یه کم ترسید و از من خواست کوچکترین خیار رو بردارم و من هم کمی ژل برداشتم و رو سوراخ کون ریحانه مالیدم و کمی هم ژل دور خیار مالیدم و به ریحانه کفتم شروع کن چوچولت رو بمال که ریحانه گفت تو این وضعیت برام مشکله که تمرکز کنم همش حواسم به خیاریه که میخوای بکنی تو کونم. اون وقت ستاره اومد جلو و شروع کرد چوچول ریحانه رو می مالید همینطور که آه ریحانه داشت بلند میشد من هم خیار رو گذاشتم دم سوراخ کون ریحانه و هل دادم تو که با اون همه ژل راحت لغزید و رفت تو ولی یه دفعه آخ ریحانه بلند شد که خواستم خیار رو از تو کونش در بیارم که گفت ادامه بده و من مرتب خیار رو عقب و جلو می بردم و ستاره هم چوچول ریحانه رو می مالید. دیگه خود ریحانه هم دست چپش رو اورده بود عقب و گذاشته بود رو چوچولش و خودش رو می مالید. اون وقت ستاره رفت جلو ریحانه خوابید و به ریحانه گفت پس کسو رو بخور و ریحانه هم در همان حال شروع به خوردن کس ستاره کرد. من هم که می دیدم سوراخ کون ریحانه باز تر شده یه خیار کلفت برداشتم و کمی ژل بهش مالیدم و گذاشتم دم سوراخ کون ریحانه ، خیار خیلی راحت وارد میشد و آخ ریحانه بلند شده بود دیگه ریحانه هم تو اوج لذت بود و مرتب می گفت بکن توش. بکن توش هایی که رحانه مرتب تکرار می کرد نشون میداد که داره حال میکنه. من هم در همان حال که با دست راست خیار رو تو کون ریحانه میکردم با دست چپم شروع به مالیدن چوچولم کردمدیگه حال خودم رو نمی فهمیدم.
هنوز اون صحنه ها جلو چشمم است. واقعا خوش گذشت. اون روز سه تایی انواع خیارها رو تو کونمون کردیم واقعا لذت با کمی درد حس بهتری بود. الان هم که بخوام کس بدم دلم میخواد کیر شریک جنسی ام کمی کلفت باشه تا به دیواره های کسم فشار بده.بعدش که حسابی از راه کون حال کردیم شروع به بوسیدن همدیگه کردیم ، راستش بعد از یه سکس چیزی که دوباره آدم رو سرکیف میکنه همین بوسیدناس...



 

 

Sunday, July 04, 2004;

مرا ببوس ۵ ـ روياي ريحانه




بعد از اون شب من و ستاره و ریحانه خیلی با هم صمیمی شده بودیم. با هم درس می خوندیم ، با هم تفریح می رفتیم. جالبه بگم که این با هم درس خوندن باعث شده بود که بهتر درس بخونیم. شبها تا حول و حوش ساعت یک بعد از نیمه شب درس می خوندیم و بعدش خیلی راحت لخت می شدیم و با هم می خوابیدیم و بعد از یه ساعتی که با هم بازی می کردیم همونطور تو بغل همدیگه خوابمون میبرد.

روزای خوبی بود دلم برا تموم لحظات اون اتاق و اون خوابگاه تنگ شده ...

یه روز ظهر که بعد از تموم شدن کلاس ، سه تایی با هم اومدیم خوابگاه ، وسط راه ، ریحانه حرف رو از اینجا شروع کرد که این هم آغوشی ها همش لذت داره ولی وقتی بخواهیم یه سکس از راه کس داشته باشیم اونم برا اولین بار که بخواد پرده مون پاره بشه باید حسابی درد داشته باشه و گفت: من دلم میخواد لذت رو با درد تجربه کنم که من شوکه شدم و گفتم: یعنی ریحانه میخوای پردت رو پاره کنی؟! ریحانه گفت: دلم میخواد ولی می ترسم. می ترسم از اینکه آبروم بره و تازه دیگه نتونم ازدواج کنم ولی فکر کردم شاید بعدا بتونم پول خرج کنم تا یه دکتر پرده ام رو ترمیم کنه ... که ستاره گفت: من یه فیلم سکسی قبلا دیده بودم که یه دختر همینطور که یه کیر مصنوعی تو کونش کرده بود با دستش چوچولش رو می مالید که کیر تو کونش درد داشته و همزمان که چوچولش رو می مالید یه لذت بوده و اینهم یه نجربه از لذت با کمی درد! انصافا پیشنهاد جالب بود نه تنها ریحانه پرده اش رو از دست نمیداد بلکه لذت با درد رو هم تجربه کرده بود. اما این وسط کیر مصنوعی از کجا می تونستیم گیر بیاوریم؟! که اونم با فکر من حل شد. بنا شد که بریم یه کیلو خیار درختی بخریم و رفتیم دم یه میوه فروشی تا خیار بخریم. یه کیلو خیار رو جوری دست چین کردیم که تو اون یه کیلو هم خیار کوچک بود هم بزرگ ، هم نازک بود و هم کلفت! و چون می دونستیم خیارها به راحتی وارد کون ریحانه نمیشه از یه داروخانه یه ژل لوبریکانت خریدیم و رفتیم خوابگاه ، هر سه تا مون دل تو دلمون نبود و هر سه می خواستیم این لذت همراه با درد رو تجربه کنیم ، لحظه شماری می کردیم. اصلا حس اینکه یه چیز گرد و کلفت تو کونت بالا و پایین بره چقدر می تونست عالی باشه...



 

 

Saturday, July 03, 2004;

مرا ببوس ۴ ـ مريم و ستاره و ريحانه




وقتی ستاره هم ارضا شد شروع کردیم با هم لب گرفتن ، لب های آبداری که بعد از اون سکس حسابی سر حالمون اورد و دلمون خواست دوباره ارضا بشیم. من همینطور که لب تخت خوابیده بودم ، ستاره دو تا پاهام رو از هم باز کرد و نشست وسط پاهام جوری که کسامون روبروی هم قرار گرفت و شروع کردیم که کسامون رو بهم بمالیم. صدای آه هر دومون بلند شده بود و من تازه اون موقع لذت واقعی سکس رو فهمیدم. به ستاره گفتم: من فکر می کردم تا دخترم و ازدواج نکردم نمی تونم لذت سکس رو بفهمم ولی تو امروز به من یاد دادی که چطور می تونم از زندگی لذت ببرم. دیگه دلمون نمی خواست لباسامون رو بپوشیم که ستاره به من گفت: اگه بخواهیم راحت باشیمباید این موضوع رو با ریحانه هم در میان بگذاریم که بهش گفتم: من می ترسم ، چون ریحانه یه دختر چادری بود و همین هم من وستاره رو به وحشت می انداخت ولی ستاره گفت که باید با احتیاط عمل کنیم ولی ریحانه چه چادری باشه چه نباشه بالاخره یه دختره و اونم احساس داره و به نظر ستاره ، ریحانه هم میتونست از سکس لذت ببره. آره! اون روزتا عصر تا قبل از اومدن ریحانه ، من و ستاره چندین بار به اوج لذت جنسی رسیدیم که بعدها فهمیدم به این اوج لذت میگن ارگاسم. من و ستاره به نوبت خوابیدیم و اطلس آناتومی را جلومون باز کردیم و تک تک اعضای کسمون رو که جزء مهمی از بدنمون بود و هیچکس به ما یاد نداده بود که اینها چیه ، تک تک یاد گرفتیم. فهمیدیم چوچول همون کلیتوریس است و قسمت حساس کس همینه و با مالیدن کلیتورس میشه به ارگاسم رسید.

اون شب وقتی ریحانه اومد ، من و ستاره مرتب در مورد آناتومی دستگاه تناسلی زن صحبت کردیم و با اطلس اون رو دقیق مطالعه کردیم و ریحانه هم توی بحث ما شریک شد. من وستاره هم مرتب با جکامون سعی می کردیم ریحانه رو هم تحریک کنیم که در همین حین ستاره از پشت سر ، دستاش رو رو پستونهای ریحانه ماید و او رو تحریک کرد و ریحانه هم که انگار بعد از تمام این بحث ها کلی حشری شده بود راحت خودش را در اختیار ستاره قرار داد و ستاره آروم ریحانه رو لخت کرد و شروع کرد به مالیدن بدن ریحانه وآروم آروم شرتش رو هم در اورد و شروع به خوردن کس ریحانه کرد. صدای آه ریحانه هم بلند شده بود و دیگه شبیح به جیغ میداد تا آه! من هم نشسته بودم و درحالیکه با یه دستم پستونم رو و با یه دست دیگم چوچولم رو می مالیدم ، نگاهشون می کردم. راستش نگاه کردن به یه سکس هم کلی حال میداد.

اون شب ستاره به من و ریحانه گفت ، با اینکه دخترها با هم حال کنند میکن لزبین یا هم جنس بازی زن با زن. راستش من و ریحانه از لزبین کلی خوشمون اومد ، چون هم خطری برامون نداشت و هم به اوج لذت جنسی می رسیدیم.




اون شب تجربه یه سکس سه نفره رو هم کردیم. من وسط اتاق در حالیکه دوتا پام از هم باز بود خوابیدم و ستاره هم وسط دو تا پام نشست و شروع به خوردن کسم کرد و ریحانه هم به حالت نیمه نشسته روی صورتم قرار گرفت و در همون حال من هم کس ریحانه رو می خوردم. واقعا با شکوه بود ، دیگه صدای آه بگوش نمی رسید ، فقط جیغ های کوتاه من و ریحانه بود. اون شب تا نزذیکای سحر مرتب جاهامون رو عوض کردیم و بارها و بارها به ارگاسم رسیدیم ...


 

 

Friday, July 02, 2004;

مرا ببوس ۳ ـ مريم و ستاره




... به بابام گفتم که می خوام یه طبقه آپارتمان داشته باشم تا خوب درس بخونم آخه میدونی که تو پزشکی حسابی باید درس خوند و تو خونه مادربزرگ هم نمیشه و بابام هم قبول کرد اما تا اومدیم یه طبقه آپارتمان بخریم من ترم اولم رو تو خوابگاه بودم. زندگی من تو خوابگاه یه تجربه جدید بود که اگه تا اون سال هنوز نمی دونستم کجام رو می مالونم و اون حس چیه و اصلا چه شکلیه؟! دنیای شناخت بدنم به رویم باز شد و چه قدر اون لحظات شیرین بود ، دیگه لازم نبود برا اون حس برم دوش بگیرم. حس کنجکاوی من و هم اتاقیام که همشون بچه های خوبی بودند این امکان را بهم داد که ذهنم نسبت به بدنم بازتر بشه ...

تو اون اتاق سه نفر بودیم: من ، ستاره و ریحانه که هر سه دانشجوی پزشکی بودیم و هر سه هم ترمی.

اون روز رو یادم نمیره ، تازه از حموم بیرون اومده بودم و حوله رو دورم پیچیده بودم ، وقتی تو اتاق رفتم ستاره تنها تو اتاق نشسته بود و داشت درس می خوند. ستاره بلند شد و گفت سرما نخوری و سشوار روبرام آماده کرد تا موهام رو خشک کنم. اومد جلو تا حوله رو ازم بگیره که گفتم: نه! بهتره حوله دورم باشه. گفت: نکنه لباسات رو نپوشیدی دختر! سرما می خوری ... بیا لباسات رو تنت کن تا سرما نخوردی ...

ستاره لباسام رو که رو تخت بود برداشت و برام اورد و به زور حوله رو از دور تنم برداشت. دستم رو رو سینه هام گذاشتم که نبینه و خجالت کشیدم که ستاره گفت: مریم! چه تن خوشگلی داری ، چقدر سفیدی و خنده ای کرد و کرستم رو داد دستم تا دستم رو از رو سینه هام برداشتم تا کرستم رو بگیرم با انگشتاش یه نشگون کوچیک از نوک پستونم گرفت و شروع کرد با اون دستش اون یکی پستونم رو مالید و دهنش رو اورد جلو و شروع به خوردن پستونم کرد. حس خوبی بود. نتونستم اعتراض بکنم و آروم انداختم رو تخت و کنارم خوابید و آروم پستون هام رو می خورد ، دیگه داشت آبم از وسط پام بیرون می ریخت ، آهم بلند شده بود، آروم بین دو پستونام رو لیس زد و اومد پایین و آروم آروم تا نافم رو لیس میزد به نافم که رسید همینطور که با دو تا دستاش سینه هام رو می مالید و وسط پاهام دراز کشیده بود زبونش رو تو نافم می تاپوند و من هم تو احساسم به اوج رفته بودم که اومد پایین و شروع کرد با دستش کسم رو مالوندن و من هم به خودم می پیچیدم که ستاره گفت: مریم جون اینقدر حرکت نکن تا یه حال اساسی بهت بدم که زبونش رو گذاشت رو کسم و از پایین به بالا می لیسید. ستاره خوب می دونست کجا رو باید بماله ...
اون روز برا اولین بار بود که اسم چوچول رو یاد گرفتم و بهم گفت اینجا رو وقتی میمالی خیلی حال میده و کلی برام لیس زد که ناگهان اون احساس به اوج خودش رسید و من هم آه بلندی کشیدم ، وقتی فهمید خوب ارضا شدم ، گفت حالا نوبت توست و لخت شد و خوابید رو تخت ، من هم که تا حالا کس ندیده بودم! و هنوز هم نسبت به بدن خودم آگاهی نداشتم فوری رفتم وسط پاهاش و با دقت نگاه کردم. وای کس این شکلیه! یادمه قبلا وقتی تو آینه به وسط پام نگاه کرده بودم به این خوبی ندیده بودم. و من هم شروع کردم همون کارهایی که ستاره باهام کرد ، کردم. اولش وقتی آبش رفت تو دهنم یه حالی شدم ، خوشم نیومد ولی ازم خواست ادامه بدم و کم کم عادت کردم و اونقدر برام خوشمزه شد که الان هم که پزشکم اگه تشنه ام بشه ، دلم میخواد یه آب کس حسابی بخورم ...


 

 

Thursday, July 01, 2004;

مرا ببوس ۲ ـ مريم و چوچولش

... 12سال پیش فکرم جز به درس خوندن و تست کنکور زدن چیز دیگری نبود.فقط وقتی تو حموم بودم و داشتم دوش میگرفتم و دستم به اونجایی که نمی دونستم اسمش چیه میخورد تو دلم احساسی بهم دست میداد که بخاطر اون احساس دلم میخواست روزی چند بار دوش بگیرم و بعدش برم درسم رو بخونم. دختر 18 ساله ای که هنوز از ساده ترین احساسش هم که نیاز روحی اش بود،غافل بود درحالیکه در همون لحظه دخترایی 13 ، 14 ساله بودن که باهمون احساس ، مادر شده بودن یا دخترایی بودن که به عشق همون احساس از خونه فرار میکردن! آره! 12 سال پیش،من بدون اینکه هنوز نسبت به بدن خود هم آگاهی کافی داشته باشم، داشتم کنکور میدادم.تو مدرسه دست چپ و راست رو بهمون یاد میدادن ولی از آلت تناسلیمون هیچی نمیگفتن،حتی خیلی هامون نمی دونستیم با پسرا چه فرقی داریم. اینقدر از این نظر محروم بودیم که لااقل پسرا می دونستن که اسم آلتشون کیره ولی ما دخترا هر کدوم اسمای عجیب و غریبی رو اونجامون که با مالیدنش بهمون حال میداد می گفتیم.مثلا: چوچول! اصلا خیلی هامون نمی دونستیم کجامون رو که دست میزنیم حس خوبی داره،فقط دستمون رو میبردیم وسط پامون و کل کسمون رو می مالیدیم،اصلا فرق چوچول و کس رو نمی دونستیم. واقعا خیلی محروم بودیم و من میدونم هنوزم دخترایی هستند که از این نظر محرومند و کلی مشکل دارند.خیلی دخترا هستند که با این محرومیت ازدواج می کنند ولی چون فقر آگاهی دارند زندگیشون با مشکل بر میخوره و جایی هم نیست که برن و مشکلاتشون رو بگن.شاید فقط با یه مشاوره ساده یا یه آموزش ساده بتونن زندگی شیرینی داشته باشن ولی در این فقر باقی می مونن...

آره 12 سال پیش با اینکه هنوز نسبت به شناخت بدن خود نیز آگاهی کافی نداشتم ، در رشته پزشکی قبول شدم اونم تو یه شهر دیگه دور از پدر و مادر ، اما باز خوب بود که مادربزرگ و پدربزرگ نزدیکم بودن ، آخه اون دختر چشم و گوش بسته یه تکیه گاهی میخواد! ...

 

 

 
 

online




 
Designed by Iran69
Copyright © 20** Khoonehmadarbozorg